چرا من هنوز زنده ام با این که تورا ندارم - تاریخ: 1398/12/2 ساعت: 18:51
من به تو گفته بودم بعد رفتن تو خواهم مردمن در حیرتم از این که چرا زنده ام هنوزگاهی که دلم میگیرد به این فکر میکنم آن که جانم را سوخت هنوز مرا به یاد میاورد من هنوز زنده ام اما این زنده بودن صدبار بدتر
سروان چت - تاریخ: 1398/12/2 ساعت: 18:51
این لینک چتروم من هست خوشحال میشم بیایید چتروم با هم حرف بزنیم مخصوصا تو....خخخخ روی این لینک کلیک کنید
ولنتاینت مبارک - تاریخ: 1398/12/2 ساعت: 18:51
روز ولنتاین را تبریک میگم به شخصی که قلبم را با احساسی شیرین و عشقی ناب وخالص پر کرده استطوری که نمیتوانم آن را اندازه بگیریمبدان که تا ابد در قلبم جایگاه ویژهای خواهی داشت مــن عـاشـق تــو هـسـتـم
کوله بار - تاریخ: 1398/10/1 ساعت: 4:56
مانده ام تنهاییم را با کی قسمت کنم کاش میامدی تو هم از تنهایی من سهم میگرفتیکوله بار تنهایی من بسیار سنگین شده است خسته ام از بدوش کشیدن این همه تنهایییاری میخواهم از جنس تو از جنس کسی که هیچ وقت نمیگ
هوای باران - تاریخ: 1398/10/1 ساعت: 4:56
ببار پاییز که دلم ھوای باران کرده ببارپاییز که دلم ھوای جانان کردهببارپاییز به قدرروزھایی که نباریدیبیاد جانان دلم ھوای بیابان کرده ببار پاییزدلم میخواھد بروم زیر باران قدم بزنم شایدبتوانم بغض گلویم ر
فرشته ی رویایهای من - تاریخ: 1398/9/14 ساعت: 20:59
دیشب در کنار پنجره نشسته بودمتورا تماشا میکردم. تویی که نبودیو سالهاست که نیستی و من به تو می اندیشمدرکنار پنجره نشستن کار هر شب من استهر شب تورا تصورکردن.فرشته ی رویاهای منتو در حیاط خانه ما قدم میزن
قسم به شاخ نباتت حافظ - تاریخ: 1398/9/9 ساعت: 18:10
سرگرمی ام شده گرفتن فال حافظ و من خسته از جواب های تکراری :“غم تمام می شود”“غصه نخور”“مشکلات حل می شود ”و …دلم می گیرد ، چرا حافظ نمی داند بی او هیچ چیز تمامی ندارد جز این زندگی ؟!چرا خافظ نمیدانی او
حلقه دستان تو - تاریخ: 1398/9/9 ساعت: 18:10
این بار که آمدیدستان,ت را روی قلبم بگذارتا بفهمیاین دل، با دیدن تو نمی تپدمیلــرزد ..پاییز را دوست دارمبرای وقت هایی که کنارت هستم و دلتنگت میشوم …!همان وقت هاکه بی اختیار خودم را در آغوشت جای میدهمدست
حرفهای دل شکسته ام - تاریخ: 1398/9/9 ساعت: 18:10
گـاهـی بـرای اوچـیـزهـایـی مـی نـویـسـیبـعـد پـاک مـی کـنـی . .پـاک مـی کـنـی . . .او هـیـچ یـک از حـرف هـای تـو رانـمی خـوانـدامـا تـوتـمـام حـرف هـایـت را گـفـتـه ای . . و من گاهی اونقدر حرف دارم بر
بودن یا نبودن - تاریخ: 1398/9/9 ساعت: 18:10
گاهی آدم میماند بین بودن یا نبودن,!به رفتن که فکر می کنیاتفاقی می افتد که منصرف می شوی...یخواهی بمانی،رفتاری می بینی که انگار باید بـــروی!این بلاتکلیفی خودش کلــــی جهنـــــــــــــــم است..این بلاتکل
میترسم روزی بیایی و من دلخواه تو نباشم - تاریخ: 1398/9/9 ساعت: 18:10
میخانه دگر جای من بی سرو پا نیست-بگذار به پشت در میخانه بمیرم-هر کس به کسی نازد من هم به تو نازم-ای کاش که جان بر سر کوی تو ببازم-ترسم تو بیایی, من آن روز نباشم,-ای کاش که من خاک سر راه تو باشم-شاید که
کاش که شود باز، که یه روز تو بیایی و بمـــانی… - تاریخ: 1398/9/9 ساعت: 18:10
آه! که نبودت، به من آتشِ جان زدسوختم از این عشق، که تو را بی وفا کرد…من شدم آن کس، که روم پیِ مستیقلبِ مرا، تو شکســتی…دل به تو دادم، که غمم برهانینشوی تو همان کس، که به درد بکشانیکاش که شود باز، که
چهره اشفته من - تاریخ: 1398/9/9 ساعت: 18:10
این روزها با تو به وسعت تمام نداشته هایم، حرف دارم…اما مجالی نیست تا بنشینی به پای این همه حرف، دلم تنگ است، فقط برای حرف زدن با تو… دیگر نمیدانم چه کنم، یا چه بگویم…دیری نمیگذرد که به شهر تو امده بود
عجب دنیایی دارد آشناییها - تاریخ: 1398/9/9 ساعت: 18:10
ﮔﻮﺵ ﻫﺎﯾﻢ ﺭﺍ ﻣﯽ ﮔﯿﺮﻡ !ﭼﺸﻢ ﻫﺎﯾﻢ ﺭﺍ ﻣﯽ ﺑﻨﺪﻡ !ﺯﺑﺎﻧﻢ ﺭﺍ ﮔﺎﺯ ﻣﯽ ﮔﯿﺮﻡ !ﻭﻟﯽ ﺣﺮﯾﻒ ﺍﻓﮑﺎﺭﻡ ﻧﻤﯽ ﺷﻮﻡ !ﭼﻘﺪﺭ ﺩﺭﺩﻧﺎﮎ ﺍﺳﺖ ﻓﻬﻤﯿﺪﻥ !!!…ﺧﻮﺵ ﺑﺤﺎﻝ ﻋﺮﻭﺳﮏ ﺁﻭﯾﺰﺍﻥ ﺑﻪ ﺁﯾﻨﻪ ﻣﺎﺷﯿﻦ،تماﻡ ﭘﺴﺘﯽ ﺑﻠﻨﺪﯼ ﺯﻧﺪﮔﯿﺶ ﺭﺍ ﻓﻘﻂ ﻣﯿﺮﻗﺼﺪ !!!…ﮐﺎﺵ ﺯﻧﺪ
ناله های دل من - تاریخ: 1398/9/9 ساعت: 18:10
چقدر ناله کردم بلند، به خیالت نرسید؟!چقدرنامه نوشتم برایت به دستت نرسید؟!با اشک بغض هایم نوشته ام :سلام ،نازی من .....سکوت کردم سکوت،جمله به آخر نرسید!خواستم بنویسم از خودم برایت حتیکه نامه های من به
اری خسته ام - تاریخ: 1398/9/9 ساعت: 18:10
ازاین زندگی از این همه تکرا خسته اماز های و هوی کوچه و بازار خسته امدلگیرم ازستاره و آزورده ام از ماهامشب دگر ز هر که و هر کار خسته امدل خسته سوی خانه تن خسته میکشماوخ...گزین حصار دل آزار خسته امبیزار
دلم گرفته نازنینم - تاریخ: 1398/3/1 ساعت: 16:06
دلتنگتشده ام نمیدانم ! شاید برای تویا شاید برای دیروزهایی که باتو گذشتاز ایـــــنجاصدایت میـــــکنم !تو از آنــــــجا بغلم کن !دلــــم گرفــــتهدلم گرفته از این روزهای بی فروق دور از تو کاش میدانست
حال پریشان من - تاریخ: 1398/3/1 ساعت: 16:06
یک نفر نیست بی من بودن را به یادت بیاورد گوش غرورت را بپیچاند بزند سر شانه ی دلت وآرامش صدایت رابه حال پریشان من برساند یک نفر نیست بیادت بیاورد تنهایم بیادت بیاوردتنهایی بیادت بیاورد نیما کی بود و ک
بازم یاد تو - تاریخ: 1398/3/1 ساعت: 16:06
امروز…من با همه تنهایی خودبه یاد آن همه خاطره هامی نویسم.. به یادت هستمو شاید روزی…غرق در تنهایی خودبنویسم.. من به یادت مردم…و واقعامن بعد تو مردم و با یاد تو مردمکاش میدانستی وقتی باهات حرف میزنم همه
بیا و بغلم کن - تاریخ: 1398/3/1 ساعت: 16:06
قورت می دهم ،.. همه دلتنگیهایم را و تلخ نوشته هایم راسر می كشم ،…انكار نمی كنم ،لج كرده ام كه برایت بنویسمگریه كنم ،عاشقت بمانملج كرده امدوستت داشته باشمدلم می خواهد باور كنی ،دوستت دارمنازی جان بغلم