خرید بک لینک

ببار پاییز که دلم ھوای باران کرده

ببارپاییز که دلم ھوای جانان کرده

ببارپاییز به قدرروزھایی که نباریدی

بیاد جانان دلم ھوای بیابان کرده

ببار پاییزدلم میخواھد بروم زیر باران قدم بزنم

شایدبتوانم بغض گلویم رابه گریه تبدل کنم

قدم بزنم به امیدی که مردم شھراشکھایم را نبینند

من زیر باران قدم زدن را تجربه کرده ام

او قدم میزد و من قدم میزدم ونگاھش میکردم

او از پلکھایش باران میچکید و من از چشمانم اشک

میدانستم روزی بایدزیرھمین باران تنھا قدم بزنم

بدون چتر و بدون کلاه بدون اون یارشیرین

و آه که چه بی رحم است این روزگار

گاه در زیرباران با کسی قدم میزنی که رھایت میکند

گاه درزیرباران با بغض واشک قدم میزنی که رھایت نمیکند

برچسب: نویسنده: پویا رستمی تاريخ: يکشنبه 1 دی 1398 ساعت: 4:56

صفحه بندی