خرید بک لینک

مانده ام تنهاییم را با کی قسمت کنم کاش میامدی تو هم از تنهایی من سهم میگرفتی

کوله بار تنهایی من بسیار سنگین شده است خسته ام از بدوش کشیدن این همه تنهایی

یاری میخواهم از جنس تو از جنس کسی که هیچ وقت نمیگذاشت کوله بار بردوش من باشد

با کفشهای خاک آلود تنی خسته چهرای افسرده مانده ام با این بار سنگین و ادامه راه چکنم

میترسم آری میترسم کم بیاورم میترسم نتوانم تا آخر این راه ادامه بدهم با این تن خسته

میترسم به آخر نرسم و تنم نصیب{ لاشخورها و کفتارها بشود }وهیچ وقت نتوانم ببینمت

کاش میامدی و کوله بار تنهایی من خالی میشد

شاید یه روزی بیایی که نباشم اما یه روزی خواهی آمد و من به این شاید هاست که امید بستم و برای این شاید ها نفس می کشم

گاهی وقتا فکر میکنم که تو توی قلبم هستی اما نه تو خود خود قلبم هستی

گاهی وقتا چند قطره اشک چقدر سنگین است ازچشمانت که خارج میشوند سبک میشوی

برچسب: نویسنده: پویا رستمی تاريخ: يکشنبه 1 دی 1398 ساعت: 4:56

صفحه بندی