عشق زمینی من
-
تاریخ: 1405/7/3 ساعت: 7:05
خدایاراستشو بگو!اون روزها که میگفت خدا شاهده دوستت دارم... تو واقعا شاهد بودی؟؟!!صفحه اصلي | عناوين مطالب | تماس با من | پروفايل | قالب وبلاگ من در پی رد تو کجا و تو کجاییدنبال تو دستم نرسیده است به جاییای « بوده » که مثل تو نبوده است، نگو هستای « رفته » که در قلب منی گرچه نیایی...این عشق زمینی است ...
هرشب خیالت را لمس میکنم
-
تاریخ: 1405/5/31 ساعت: 5:12
میپرسند فراموشت کردهام؟میگویم آری، مدت هاست.... پوزخندی حق به جانب می زنند و میروند.لابد نمی شناسند...عشق را...❤یا که عاشق ندیدهاند....❤فراموش کردنت ...با دستهایی ...که هر شب خیالت را لمس میکنند؟با گوشهایی ...که تنها، زنگِ دلبرانههای تورا میشنوند؟با چشم هایی ...که سایهی خیالت را دنبال می...
همیشه عاشقت خواهم ماند نازی من
-
تاریخ: 1405/5/31 ساعت: 5:12
نیامدی و دوباره به خویش رو کردم شبانه با لب لیوان بگومگو کردم تمام شب به کفایت شراب خوردم و بعد اذان صبح که شد با همان وضو کردم نخواستی به زبانم بیایی اما من حروف نام تو را خارِ در گلو کردم نیامدی که بدوزم به چشمهای تو چشم نشستم و جگر خویش را رفو کردم نواخت عقل به گوشم کشیدهای که: ببین!دو چشمه اش...
تو بهترین منی
-
تاریخ: 1405/5/31 ساعت: 5:12
نازی زیبای منمیخواهمت چنانکه شب خسته خواب را می جویمت چنانکه لب تشنه آب رامحو توام چنانکه ستاره به چشم صبحیا شبنم سپیده دمان آفتاب رابی تابم آنچنانکه درختان برای بادیا کودکان خفته به گهواره تاب رابایسته ای چنان که تپیدن برای دلیا آنچنان که بالِ پریدن عقاب راحتی اگر نباشی، می آفرینمتچونان که التهاب ب...
دل اسیر
-
تاریخ: 1405/5/31 ساعت: 5:12
نقش تو در خیال من هست و جدا نمیشوددل که اسیر شد دگر ساده رها نمیشود باز تویی که آمدی واژه به شعر من دهیدِین غزل سرایی ام بر تو ادا نمیشوددر دل من چه آتشی عشق رخت بپا نمودسوز و گداز عاشقان هیچ دوا نمیشودحبس ابد سزای من چون که رها نمیشومسحر سیاه چشم تو وای که وا نمیشودکاش رسیم ما به هم فاصله گم شود دم...
کسی که خیلی وقته دیگه نیست
-
تاریخ: 1403/5/8 ساعت: 20:02
به گمانم نگهم دل به کسی بست که نیست...
کسی که خیلی وقته دیگه نیست
-
تاریخ: 1403/4/29 ساعت: 0:41
به گمانم نگهم دل به کسی بست که نیست...
چرا صدای من نمیرسد به گوش تو
-
تاریخ: 1403/4/29 ساعت: 0:41
.از تو دلگیرم و از دست خودم بیزارم.
خدایا حالم بده
-
تاریخ: 1403/4/13 ساعت: 16:01
خدایا میخوام امشب باتو وخودم یکم حرف بزنم
کسی که خیلی وقته دیگه نیست
-
تاریخ: 1403/4/13 ساعت: 16:01
به گمانم نگهم دل به کسی بست که نیست...
چه میشد درآغوش تو جان دهم
-
تاریخ: 1403/4/13 ساعت: 16:01
گاه که دلم میگیردبه غروب پنجره اتاق خاطراتم خیره میشومگاه که دل تنگ میشومبه نظاره عمق خود میرومآنگاه که تنهایی مرا فتح میکندتنها، به خودم سفر میکنمکاش میدانستم دلیل این همه دلتنگی و بیقراری چیستشاید تو بدانی.فقط شاید !امشب باز از اون شبهای لعنتی هستاز اون شبها که جان ادم را میگیردباز دلتنگی و خاطرات...
خدایا حالم بده
-
تاریخ: 1403/3/10 ساعت: 13:12
خدایا میخوام امشب باتو وخودم یکم حرف بزنم
خدایا حالم بده
-
تاریخ: 1403/2/30 ساعت: 13:34
خدایا میخوام امشب باتو وخودم یکم حرف بزنم
چه شبهایی میگذرانم
-
تاریخ: 1403/2/19 ساعت: 12:37
نازی زیبای من بیا بنشین تا.
خدایا حالم بده
-
تاریخ: 1403/2/19 ساعت: 12:37
خدایا میخوام امشب باتو وخودم یکم حرف بزنم
چه شبهایی میگذرانم
-
تاریخ: 1403/1/28 ساعت: 22:34
نازی زیبای من بیا بنشین تا.
خدایا حالم بده
-
تاریخ: 1403/1/28 ساعت: 22:34
خدایا میخوام امشب باتو وخودم یکم حرف بزنم
خواب خوش من
-
تاریخ: 1402/12/3 ساعت: 13:30
نازی زیبای من تو جدا شدی، رفتی و ندیدیکه روزگار چگونه هر روز یک قطعه از پازل وجودم را
ولنتاین
-
تاریخ: 1402/12/3 ساعت: 13:30
روز اول شوخی شوخی، جدی شد.
فلب شکسته ی منی
-
تاریخ: 1402/12/3 ساعت: 13:30
نازی زیبای مندرسته تو ازم دوری و ما همدیگه رو نمیبینم اما اینکه ازم دوری ، به این معنی نیست کهتو تنهایی ؛.