هنوز هم از بازی کلاغ پر میترسم اره میترسم تا گفتم رفاقت گفت پر
و من سالهاست که پر شدم یا بهتر بگویم سالهاست که پرپر شدم
وسالهاست که درحسرت دیدن آن یار زیبا بال و پر میزنم
و هر روز مثل ادمی که در باتلاق گرفتار شده باشه دست پا میزنم
وهرروز بیشتر فرو میروم در باتلاق این عشق بی رحم
هر شب کارم شده نشستن و زل زدن به عکسهایش![]()
ای دنیا تو نمیدانی چه درد بدی است پیر شدن در خم جاده های انتظار![]()
تو چه میدانی دنیا که دستان یارت در دستان یکی دیگه بودن یعنی چی![]()
مردم ازت بپرسن خوبی و تو لبخند بزنی که گریه ات نگیرت و بگویی خوبم![]()
آخ که چه بگویم از دست این چشم و دلم که تبانی کرده اند با اون بار بی وفا![]()
هر روز دلم هوایش را میکند و چشمم هم هر روز در فراقش میبارد![]()
کاش منم خنجری داشتم از فولاد تا میزدم بر دلم تا یادت را نکند و چشمم نبارد![]()
من میدانم اخر در فراقت چشمانم کم سو خواهد شد ![]()
و اگر روزی به دیار من بیایی نتوانم ببینمت و من باز هم به همین دلخوشم![]()
بیایی و دستم را بگیری و مرا از این طرف خیابان به آن طرف خیابان ببری![]()
و من بی آن که بشناسمت به تو بگوییم دختر الهی هیچ وقت دلت را کسی نشکند![]()
و تو دستم را رها کنی و قلبت بلرزد و به فکر فرو بروی و بدانی تو با من چه کردی![]()
نازی جانم باز امشب از اون شبها هست که خیلی حالم خراب هست![]()
![]()
مگه میشه بی تو دووم بیارم دیگه نگو دوستت ندارم![]()

تو به افتادن من درخیابان خندیدی ![]()
و من تمام حواسم به چشمان مردم بود![]()
که عاشق خنده ات نشوند![]()
این اهنگم تقدیم به اون بی معرفت برای گوش دادن به آهنگ اینجا کلیک کنید
برچسب:
نویسنده: پویا رستمی